تبلیغات
همبستگی با دانشجویان ( داستان ۵۵ کلمه ) - داستان ۵۵ کلمه از کتاب زندان دیکتاتور ب وفا

همبستگی با دانشجویان ( داستان ۵۵ کلمه )

داستان ۵۵ کلمه از کتاب زندان دیکتاتور ب وفا :[عمومی , ]

 

 داستان ۴

 

مادرش گفته بود : همه ی مردها شکل هم هستند

و برادرش چند بار با شلاق بدنش را کبود کرده بود

پسر حرفهای قشنگی داشت و دختر عاشق شده بود

فکرهایش را کرد

شناسنامه اش را برداشت سر قرار رفت

 

چند ماه بعد پلیس گشت قتل دختری که به شدت

کبود شده بود را به مرکز گزارش داد .

 

                              ب. وفا

نوشته شده در سه شنبه 19 تیر 1386 و 05:07 ق.ظ توسط بهروز عرب زاده ب وفا

ویرایش شده در - و -