تبلیغات
همبستگی با دانشجویان ( داستان ۵۵ کلمه ) - ۱۴ مرداد و سالگرد مشروطیت

همبستگی با دانشجویان ( داستان ۵۵ کلمه )

۱۴ مرداد و سالگرد مشروطیت :[عمومی , ]

               14 مرداد و یکصد و یکمین سال مشروطیت

 

جریان آزادی خواهی و مبارزه با تمامیت خواهی حکومتی سابقه ای

طولانی در فرهنگ تاریخی ما ملت ایران دارد .

پس از هجوم قبایل عرب و استیلای آنان بر جان و مال مردم ایران

جریان ها و نهضت های بسیاری در اقصی نقاط کشور از سیستان

گرفته تا خراسان و آذربایجان جهت رهائی ملت از بند اشغال گران

وخود کامه گان حاکم صورت پذیرفت .

در اینجا سخن از سرگذشت تاریخی ملت نیست چرا که با اشاره به

صد سال اخیر مسائل بسیاری بر ما روشن خواهد شد .

101 سال پیش جریانی موفق به پیروزی شد که حاصل کوشش و

تلاش انسان های شریفی از کشورمان بود که شاید بسیاری از آنان

تاکنون نشناخته باقی مانده اند هر چند این جریان موفق به ثمر رساندن

کامل دمکراسی و حکومت مردم بر مردم نشد اما حرکتی شکل گرفت

که دامنه ی آن تاکنون باقی میباشد آسیب شناسی آن جریان توسط

بسیاری بررسی و روشن گردیده است اما آنچه بدان کمتر توجه شده

سهم توده های مردم و آماده گی ذهنی آنا ن در مواجه با این جریان

بوده است . اگر اروپای دوران تاریکی با استبداد کلیسائی به پایان

میرسد و دوران بلوغ فکری و بالنده گی شروع می شود ضمن اینکه

ایدولوژی خواص بسمت گذر در حرکت است آماده گی ذهنی جامعه نیز

در شکل گیری دمکراسی سهیم و تاثیر گذار می باشد .

هر چند آزادی خواهی و احساس رهای از استبداد همانطوریکه اشاره

شد به قرن ها پیش برمی گردد مع الوصف با قیام مشروطیت شدت

آن افزایش یافته و به اوج خود می رسد .

با مصادره ی این جنبش توسط خائنین به ملت و دکان داران قومی و

مذهبی و عوامفریبی و سوئ استفاده از جهل ملت این جریان که به

قیمت صدمات بسیاری به ثمر رسیده بود عملا" دچار شکست می شود .

با ظهور رضا خان و آرامش نسبی امنیتی کشور دوران تازه ای از

استبداد نیز آغاز میشود چه سرها که به چوبه ی دار آویخته می شوند

و چه زبان ها که بریده می شوند رژیم هر صدای آزادی خواهی را

در نطفه خفه می کند زندان ها مملو از آزادی خواهان می شود

اما جریانی که در مشروطیت شکل گرفته دارد به پیش می رود

در برحه ای از تاریخ کشور رضا خان نیز دچار سرنوشت سایر

دیکتاتور ها می شود جریانات ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28

مرداد و صدای آزادی خواهی که دنباله رو جریانات مشروطیت است

در گوشه کنار کشور به گوش می رسد دکتر مصدق نیز که پرچم دار

آزادیست کاری از پیش نمی برد هنوز ذهنیت بیمار ملت آماده گی

پذیرش آزادی را ندارد هنوز ملت به طور گسترده صداهای آزادی

و دمکراسی را که تجربه نکرده اند نمیشنوند دوباره حکومتی

دیکتاتور و تمامیت خواه امور کشور را در دست می گیرد و باز

زندان و شکنجه و زبان بریدن ها آغاز می شود و در این بین

چاپلوسان و و نان به نرخ روز خور ها با دادن القاب و عناوین

تو خالی ذهنیت پادشاه را به سمت این می برند که جز وی

کسی قادر به اندیشیدن نیست و هر چه دهان ملوکانه و کله ی

مبارک ایشان می اندیشد وحی مسلم و آیه ای روشن است

که دیگران جز به گوش دادن و اطاعت کاری دیگر نمی توانند

مقام وی تا آنجا ارتقا می یابد که خداوندگان و خدای زمین

قلمداد می شود بیچاره خود پادشاه نیز با اینهمه چاپلوسی

باور می کند که از جانب خدا برای حکومت انتخاب شده و

دیگران فقط باید مطیع اوامر ملوکانه باشند . این جریان تا

آنجا پیش می رود که توده های مردم و نخبگان به ستوه آمده

و شروع به مخالفت می کنند که ماحصل آن قیام 57 و سرنگونی

رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت جمهوری در کشور می شود

اما متاسفانه باز حکومتی که حاصل هفتاد سال تلاش و شکنجه ی

ملتی بود دچار همان سیستمی می شود که در راه مبارزه با آن

ملت بهای سنگینی را پرداخته بود باز دوباره سربریدن ها و

اعدام ها زندانی کردن ها و بریدن هر صدای آزادی خواهی و ترور

و وحشت و عدم توجه به خواست اکثریت جامعه جایگزین شعار

اساسی ملت در قیام 57 که خواستار آزادی استقلال و جمهوری

اسلامی بودند می شود باز ملت بدان درجه از آگاهی نرسیده بودند

که آزادی واقعی را بفهمند در این 27 سال اخیر ملت ایران شاهد

حق کشی    تبعیض خفقان سلب آزادی اجتماعی و انسانی پایمال

شدن حقوق اولیه ی شهرومندی و بریدن زبان های دیگر اندیش

بوده اند اکنون سالهاست که حاکمیت هر چه دلش می خواهد بنام

این ملت و بعنوان خواست ملت بر زبان می راند سایه ی شوم

سانسور چه آشکار و چه پنهان خود را بر سر مردم فرود آورده

است روزنامه ها بسته می شوند روزنامه نویسان به جرم جاسوس

بیگانه بودن به سلولهای انفرادی محکوم می شوند آزدی خواهان

بصورت ناجوانمردانه در سریال قتل های زنجیره ای به قتل می رسند

و عده ای با نام مذهب و خواست ملت چنان بر تار و پورد خانه هایمان

می نشینند که مجال اندیشیدن را می گیرند پس از 27 سال در اثر

سیاست های غلط کشور در آستانه ی فرو پاشی فرهنگی قرار گرفته است

فحشا تن فروشی قاچاق  اعتیاد  ریا کاری فقر فلاکت  گرسنگی بیکاری

خود سوزی کلاه برداری و هزاران ضد ارزش در جامعه بیداد می کند

آیا همه ی این موارد کار دشمنان است یا آنکه کلاه خود را قاضی قرار

داده و بدقت ببینیم که شاید از عملکرد نامناسب و نسنجیده ی حاکمین

و ماست امروز ملت ایران با پشتوانه ی یکصد سال مبارزه برای بدست

آوردن آزادی به چنان بلوغی دست یافته که در صورت بی اعتناعی به

خواست های برحق خود نسبت به تغییرات اساسی بیاندیشد .

هر چقدر فشار و تهدید گسترش پیدا می کند همانقدر مقاومت و مخالفت

افزایش خواهد یافت امروز حق مسلم ماست که از دولت بخواهیم طبق

قانون اساسی آزادی بیان و قلم و اندیشه را ارج نهد و تمامی زندانیان

سیاسی و عقیدتی را که بخاطر ابراز نظر در زندان بسر می برند آزاد کند

از اعدام های شتابزده و گسترده دست کشیده و کشور را از این که هست

بیشتر دچار وحشت و یاس نکند و با رفع تبعیض امکانات کشور را در

اختیار عموم قرار دهد . امروز حق مسلم ماست که از دولت بخواهیم به

کنوانسیون های بین المللی که رای مثبت داده عمل کرده و حقوق اولیه ی

انسانی ملت را محترم بشمارد زمینه ی آزادی افکار و اندیشه و بیان و

قلم را فراهم کند دانشجویان در بند را آزاد کرده و بداند که تاریخ در باره ی

همه قضاوت خواهد کرد ما نه تجاوز خارجی را می پذیریم و نه تجاوز

حاکمیت را در اندیشه و بیانمان پس بهتر آن است که دولت از سر مهر

با ملت برخورد کند و به شعارهای انسانی و ارزشمندی که می دهد عمل

کرده و با هم فکری و هم اندیشی دگر اندیشان با خود زمینه ی بروز

استعدادها و آبادانی کشور را فراهم کند

 

 

                                                بهروز عرب زاده

                                                    ب وفا .

نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد 1386 و 10:08 ق.ظ توسط بهروز عرب زاده ب وفا

ویرایش شده در - و -