تبلیغات
همبستگی با دانشجویان ( داستان ۵۵ کلمه ) - داستان ۵۵ کلمه از کتاب زندان دیکتاتور ب وفا

همبستگی با دانشجویان ( داستان ۵۵ کلمه )

داستان ۵۵ کلمه از کتاب زندان دیکتاتور ب وفا :[عمومی , ]

 

 

     داستان ۶

 

داخل اتاق شد

بچه های من تمام شد

خواب گرسنگی را هم نخواهید دید

دیواری برای چسباندن عکس نمانده بود

 

مادرش شناسنامه اش را همراه برد حتی پدرش با ویلچر

3 ماه بعد وقتی اجازه ملاقات پیدا کرد بی تفاوت بود

از بی خوابیهای ده روزه گفت از پاهای پدرش

داد کشید حشره

_ در خیابان فکر چهار سال بعد آزارش می داد

 

                                 ب. وفا

نوشته شده در سه شنبه 19 تیر 1386 و 04:07 ق.ظ توسط بهروز عرب زاده ب وفا

ویرایش شده در - و -